دانلود جدید ترین ها

دانلود جدیدترین مطالب روز دنیا

بگومگوی ذهنشاید




شاید

با انتخاب اولین حروف در تقلای از هم گشودن پیله ای می شوم که ذهن م را در میان گرفته است . کدام حروف باشند ، نقش استراتژی را پیدا می کند . یعنی هر جور شروع بشود ، باقی مطلب ، تابعی از آن است و خودش را با آن هماهنگ می کند . مهم ترین مرحله همان دهان باز کردن است و چیزی به نجوا یا فریاد ، برزبان آوردن . شاید کسی نشنود یا نخواند . شاید آن چه ایجاد می شود ، مخاطبی نداشته باشد اما دست کم یک خاصیت انکارناپذیر دارد و آن ، این است که ؛ آدم را برملا می کند . پیله تنگ و نفس گیر دریده می شود و پروانه ای به افق های بازتر ، پر می کشد .... در پاسخ به چرایی روزانه ها از ذهن م گذشت . برای من متقاعد کننده است و فلسفه کافی برای ادامه این کار را در اختیارم می گذارد . شاید صبغه اصلی آن روایت تباهی باشد ، اما نوشتن یا ننوشتن ش ، تباهی تصویر شده در ذهن راوی را انکار نمی کند . از قضا شاید با برآمدن در کالبد واژه قابلیت های تازه ای برای بررسی بیشتر و پیدا کردن راه حل ، در دسترس قرار گیرند . شاید مثل وقت هایی که عدس ، ماش یا برنج پاک می کنیم و چشم صرفاً به دنبال سنگ ریزه و آشغال است ، حاصل کار توده ای پیراسته از ضایعات باشد . توده ای قابل اعتماد برای نوش جان کردن . اصولاً تمرکز پیراستن بر نقاط مزاحم و ناخواسته است . بنابراین طبیعی است که برای تعیین حریم مطلوبیت ، تعریفی از عناصر نامطلوب با ذکر دقیق ویژگی های آن داشته باشیم .

....من باور دارم که کلمات ، هم چون نیشتری آماس عفن غصه را می ترکانند و درد ناشی از آن را به شدت کاهش می دهند . وقتی کسی نیست ، وقتی راهی به پنجره نیست ، وقتی هوا گرفته و باران نمی بارد ، وقتی باور رفاقت تمسخر است ، وقتی....دل تنگ تنگ است ، نوشتن بهترین مفر است !

شاید

بگومگوی ذهن



منبع : جوی آبادبگومگوی ذهن
برچسب ها : شاید


مطالب مرتبط